|
زندگی آنی بیش نیست. آنی که نگاهت به نگاهی دوخته می شود. آنی که حرکت بال پرنده ای را می نگری... گذر ابر را... برگ بر باد سوار را... رفتن آب را... زندگی همان آن ست که در آن همه ی زندگی را حس می کنی. همیشه عکاسی را دوست داشتم اما هنوز نشده که جدی شروعش کنم. با گوشی موبایلم گاهی عکسهایی می گیرم که از این به بعد اینجا بعضی شان را نمایش می دهم. |
About
گفتم که: من درختم. دستهای رو به آسمان باز و شانه های برای پرندگان خسته محکم. هی بر شانه ام نشستند. هی بر تنم زخم زدند. قلب شکسته کشیدند و یادگار نوشتند و رفتند. ××× اینجا کامنت تبلیغاتی نذارید نمایش نمیدم. همچنین "آّپم بیا" ! و از این دست رو هم نذارید. تنها و تنها اگه پیرامون پستی که می بینید دیدگاهی دارید سربلندم کنید با نوشتنش تو این وبلاگ کوچک من کوچک. سپاس.
Home
|